خرید بک لینک

لحظه ها با قلم از عشق و شعف لبریز است

حرف می جوشد و نیروی عمل ناچیز است

همچو دشتی که خیالش جنگلی بی انتهاست

آه و افسوس از شرایط که فقط پاییز است

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:23

شمع اگر شعر و غزل بود تو خورشید منی

ماه اگر ناجی شب بود، تو ناهید منی

وصف تو با لب من ممکن نیست

آنقدر در پی عمرم که ، تو امید منی

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:23

چهره بگشاده و زیبا و چه گیسو افشان

سوی من آمده ای تند و چه رسوا و دوان

من چه دانم ماجرا اینهمه عشقست و صفاست

اندکی حق بده اینها همه خواب است و روان

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:35

گرچه دوری از برم فرسنگها تا بی کران

همچنان هستم به فکر تو جدا از دیگران

فاصله, معنایی از احساس عشقم کم نکرد

حال و احوالم تویی تا صد بهار و صد خزان

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:35

خاطرات خوب من تعریفم از دنیا تویی

خواب خوب بچگی مفهوم این رویا تویی

تو کنارم بوده ای یا من کنارت مانده ام

گم شدم میگردم و تنها مرا جویا تویی

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:35

شب و شعر و شراب و با تو بودن آرزو نیست

هرآنکس اینچنین رسوا شود بی آبرو نیست

نمیگویم بجز تو خوب رویی در جهان نیست

به چشم من بجز تو در جهانی خوبرو نیست

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:35

زمان خاموش و اسرار نهان بی انتها بود

فضا تاریک و رویای درون در ناکجا بود

صفایی در چنین مصداق احوالم نمادست

اگر مجنون, شدی اینها نشان در ابتدا بود

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:35

ما همه هیچیم و تنها هرچه هست اینجا تویی

از همین جا تا همان جا هرکجا آنجا تویی

ما نبودیم و نه هستیم و نه هم خواهیم بود

بود و هست تا تا ابد در یاد ما هر جا تویی

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:35

خاطراتی کهنه اما که برایم تازگیست

چون که من هستم و اینها که برایم ماندنیست

گرچه بسیاری شب و روز و مه و سالان گذشت

کس نداند عمر من با این قضایا دیدنیست

برچسب: نویسنده: یلدا طاهری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:35

صفحه بندی